تبليغاتX
رهـروان ولایت

رهـروان ولایت

وابسته به گروه علمی فرهنگی رهروان ولایت

تيتر سوال

بنام خدا

سلام دوستان

 اين تيتر سئوالي است كه شايد در ذهن بسياري از شما نيز نقش بسته باشد. واقعا مهمترين وظايف شيعيان در عصر غيبت آقا امام زمان چيست و اما پاسخ به اين سئوال :
نكات ذيل برگرفته از روايات و به عنوان وظايف شيعيان و منتظران واقعي حضرت (عج ) خدمت شما عرضه مي شود. مرحوم سيد محمد تقي موسوي متوفي 1348 هـ . ق در كتاب شريف « مكيال المكارم » به هشتاد مورد از وظايف منتظران اشاره فرموده اند. ما بطور اختصار به برخي از آنها اشاره مي كنيم .
1 ـ دعا براي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف تا به معرفت حضرتش نائل شويم ائمه هدي عليهم السلام نيز همواره بر اين مهم تكيه داشته اند. امام صادق (ع ) دعايي به « زراره » تعليم كرده و مي فرمايند : « ... اگر زمان غيبت را درك كردي چنين دعا كن : اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف حجتك . اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني » (منتخب الاثر ـ آيت الله صافي گلپايگاني حديث 1 ص 501 ـ به نقل از غيبت نعماني كافي كمال الدين ) همچنين دعاهاي ديگري كه در كتب ادعيه و زيارات بدان اشاره شده خصوصا دعاي معروف « اللهم كن لوليك الحجه ابن الحسن ... » كه بحمدالله در بين جامعه شيعه بسيار معروف و مشهور است .
2 ـ شناخت صفات و سيره امام عليه السلام : بديهي است كه عاشق دلباخته و منتظر حقيقي امام بايد بداند كه محبوبش از چه صفاتي برخوردار بوده و چه سيره و روشي را در زندگي و ساير شئون آن دارد. در اين راستا مطالعه آيات و روايات فراواني كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقيه الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف بيان شده بسيار سودمند است .
3 ـ رعايت ادب در همه موارد : امامي كه واجب الاطاعه و حجت خدا بر تمامي اهل زمين است نامش محترم و يادش بسيار گرامي است . او پيشواي همه و چشم بيناي خدا در بين مخلوقات اوست . روزي اهل زمين به يمن وجود اوست و هر كسي كه به مرتبه اي از مراتب كمال مي رسد از پرتو عنايات حضرت حق است كه از مسير امامت به ما رسيده است .
4 ـ عشق و علاقه نسبت به حضرت : مرحوم سيد عبدالكريم كفاش هفته اي يك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف مي شد. او در ري در جوار حضرت عبدالعظيم حسني مي زيست . در يكي از تشرفاتش حضرت از او مي پرسند : سيد عبدالكريم ! اگر ما را نبيني چه خواهد شد پاسخ مي دهد : آقا حتما مي ميرم . حضرت در پاسخ فرمودند : « اگر چنين نبودي ما را نمي ديدي » (مشعل هدايت ج 2 ص 129 ـ مبحث امكان تشرف ـ از استاد حاج شيخ حسين گنجي )
5 ـ علاقمند كردن ديگران به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف : طبيعي است كه هر كس به چيزي علاقمند باشد در صدد تبليغ و ترويج آن برآمده و آنرا به ديگران معرفي خواهد كرد چه رسد به اينكه وجود مقدس خاتم الاوصيا عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد.
6 ـ انتظار فرج : امام صادق عليه السلام « بخشي از ويژگيهاي ائمه عليهم السلام را عبارت از تقوي پاكدامني و خيرخواهي ... و صبر در انتظار فرج دانسته است » . (منتخب الاثر آيت الله صافي ص 498 به نقل از بحار الانوار) در بسياري از روايات پرفضيلت ترين اعمال انتظار فرج دانسته شده است . (منتخب الاثر آيت الله صافي ص 493 ـ 500 ) در بسياري از احاديث در باب انتظار فرج بيان شده كه هر گاه يكي از منتظران حضرت به رحمت الهي رفت چنانست كه در ميان سپاه امام و يا در ميان چادر (خيمه ) حضرت به شهادت برسد. در بعضي از روايات تعبير شده كه چنين شخصي مثل كسي است كه با رسول خدا (ص ) در برابر كفر جهاد كرده باشد.


7 ـ اظهار علاقه وافر براي ملاقات با آن حضرت .
8 ـ ذكر فضائل و مناقب آن حضرت و شركت در مجالس امام شناسي .
9 ـ صدقه براي سلامتي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف .
10 ـ بجا آوردن حج و عمره و زيارت مشاهد مشرفه به نيابت از امام : اعمالي كه به نيابت از امام زمان عليه السلام بجا آورده مي شود در واقع هديه اي از جانب عاشقان و شيفتگان به ايشان است .
11 ـ استغاثه به وجود مقدس امام عجل الله تعالي فرجه الشريف : در بعضي از روايات از آن بزرگوار به « غياث المضطر المستكين » تعبير شده است . توسل و استغاثه بر اهل البيت عليهم السلام سيره دائمي بزرگان و صلحا و علما شيعه بوده و حتي ائمه هدي عليهم السلام نيز به وجود مقدس ايشان توسل جسته اند. مرحوم عاملي در روايتي نقل كنند كه هنگامي كه حضرت زهرا(ع ) سلام الله عليها بين ديوار و در مجروح شدند به دنبال علي (ع )... بودند و ناله « يا ابن الحسن » سر مي دادند و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجه بن الحسن عج الله تعالي فرجه الشريف استغاثه جستند.
12 ـ تجديد بيعت با امام عليه السلام : بر اساس پاره اي از روايات تجديد بيعت بعد از هر نماز واجب و يا در هر جمعه مستحب است . (مكيال المكارم و منتخب الاثر) و در روايتي از امام صادق (ع ) نقل شده كه « هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگويد : « اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم » نمي ميرد مگر آنكه حضرت را ببيند و بشناسد. » (بحارالانوار ج 86 ص 77 باب 39 )
13 ـ اجتناب از محارم : كسي كه منتظر واقعي است بايد از آنچه كه امام زمانش كراهت و تنفر دارد اجتناب نموده و هر عملي كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضاي محبوب و ارتباط روحي با او انجام دهد. مرحوم شيخ طوسي متوفي به سال 460 هـ . ق در « تجريد الاعتقاد » مي نويسد : وجوده لطف و عدمه منا. » يعني وجود حضرت لطف و عنايت بر ماست و غيبت ايشان به خاطر اعمال و رفتار بد ماست . « گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است . گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت گفتا نشان چه پرسي آن كوي بي نشان است » علي عليه السلام فرمودند : زمين خالي از حجت خدا نيست لكن خداوند متعال خلقش را از اينكه حجت را بشناسند نابينا و محروم مي نمايد و اين بخاطر ظلمي است كه بر خودشان روا داشتند . (بحار الانوار ج 51 ص 113 ) « ظلم و جور با بصيرت سنخيت ندارد و كسي كه در كلاس گناه و معصيت بسر مي برد هم سنخ با اولياي خدا نيست . لذا ديده اش از شناخت حضرت نابيناست . » (مشعل هدايت ج 2 ص 126 مقاله امكان تشرف ) حضرت مهدي (عج ) در توقيعي چنين مي فرمايند : « فما يحسبنا عنهم الا ما يتصل بنا مما نكرهه و لانوثره منهم » يعني محبوس نكرده ما را از دوستان مگر خبرهاي ناگواري كه همواره از ناحيه آنان به ما مي رسد كه ناخوشايند است در حاليكه ما آن كارها را از ايشان نخواستيم . (احتجاج طبرسي ج 2 ص 322 )
14 ـ دوستي با صالحان : دوستي با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودي ايشان است . همچنين ادخال سرور مومنين و محبين اهل بيت عليهم السلام و همچنين رفع حوائج آنان نيز از وظايف منتظران عصر ظهور شمرده شده ; چرا كه آن حضرت همانند اجداد طاهرينش باب الحوائج هستند. قرآن كريم در وصف ياران حضرت ختمي مرتبيت مي فرمايد : « محمد رسول الله والذين معه اشدا الكفار رحما بينهم » يعني محمد رسول خدا (ص ) و كساني كه با او هستند بر عليه كفار بسيار خشن ولي با يكديگر بسيار مهربانند و همچنين امر خداي حكيم كه مي فرمايد : « كونوا مع الصادقين » يعني همواره با افراد راستگو همنشين باشيد
15 ـ برائت از دشمنان خدا و اهل بيت عليهم السلام : امام هادي (ع ) در زيارت شريفه جامعه مي فرمايند : « برئت الي الله عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشياطين و حزبهم الظالمين » يعني به درگاه خداي عزوجل از دشمنان شما و همچنين از جبت و طاغوت و از شياطين و حزب ستمكار آنان بيزارم . (مفاتيح الجنان مرحوم شيخ عباس قمي (ره ) زيارت جامعه كبيره .)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 18:13  توسط سجاد عبدالملکی  | 

میلاد نور

میلاد نور مبارک باد

 

میلاد امام رضا (ع) را تبریک وتهنیت عرض مینماییم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 22:36  توسط غلام حسین زارع   | 

هفته بسیج

هفته بسیج وسالروز تشکیل بسیج مستضعفین

به فرمان امام خمینی گرامی باد

یا لثارات الحسین

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 23:44  توسط غلام حسین زارع   | 

عرض تسلیت

ضمن عرض تسلیت  رحلت آیت الله العظمی تبریزی قدس سره به خدمت امام زمان (عج)

وتمامی شیعیان فرازی از وصیت نامه آن عزیز :

حال كه پيكر اينجانب بر دستان شماست ويا در قبر آرميده است، بر دستان شاگردان عزيزم كه سالها براى موفقيت آنان تلاش كردم و هيچگاه تعطيلى را احساس نكردم، اين ناقابل نصيحتى دارم كه در طول حياتم سعى كرده ام قبل از آنكه نصيحتى متوجه كسى كنم خود بدان عمل كرده باشم، بر تمام مؤمنين است با دل و جان از مسلمات مذهب حق دفاع كنند و هيچگاه اجازه ندهند بعضى با القاء شبهه عوام از مؤمنين را فريب دهند، خصوصا در مسائل شعائر حسينيه كه تشيع به واسطه آن زنده است، حفظ شعائر اهل بيت (عليهم السلام) حفظ مذهب بر حق تشيع است در آن كوتاهى نكنيد كه مسئول هستيد، به

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 23:23  توسط غلام حسین زارع   | 

میلاد کریمه اهل بیت

پیشاپیش میلاد

کریمه اهل بیت - حضرت فاطمه معصومه (س) -

را به تمام شیعان تبریک می گویم

یا فاطمه المعصومه اشفع لنا فی الجنه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 17:55  توسط غلام حسین زارع   | 

نقش اخلاق در سيره عملى پيامبر اسلام (ص)

نقش اخلاق در سيره عملى پيامبر اسلام (ص)

يكى از شاخصه هاى پر اهميت در پيشرفت اسلام اخلاق نيك و كلام‏دلاويز و پرجاذبه پيامبر اكرم (ص) با انسان‏ها بود، اين خلق نيكوتا بدان حدى بود كه معروف شد سه چيز در پيشرفت اسلام نقش به‏سزايى داشت: 1- اخلاق پيامبر (ص) 2- شمشير و مجاهدات حضرت على (ع) 3- انفاق ثروت حضرت خديجه (س) در قرآن مجيد، به نقش اخلاق پيامبر (ص) در پيشرفت اسلام و جذب‏دل‏ها تصريح شده است، آن جا كه مى‏خوانيم: «فبما رحمة من الله‏لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم‏و استغفر لهم و شاورهم فى الامر; اى رسول ما! به خاطر لطف ورحمتى كه از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان‏گشته‏اى، و اگر خشن و سنگدل بودى، مردم از دور تو پراكنده‏مى‏شدند، پس آن‏ها را ببخش، و براى آن‏ها طلب آمرزش كن، و دركارها با آن‏ها مشورت فرما.» از اين آيه استفاده مى‏شود كه : 1- نرمش و اخلاق نيك، يك هديه الهى است، كسانى كه نرمش ندارند،از اين موهبت الهى محرومند; 2- افراد سنگ‏دل و سخت‏گير نمى‏توانند مردم‏دارى كنند، و به جذب‏نيروهاى انسانى بپردازند; 3- رهبرى و مديريت صحيح با جذب و عطوفت همراه است; 4- بايد دست‏شكست‏خوردگان در جنگ و گنهكاران شرمنده را گرفت وجذب كرد (با توجه به اين كه شان نزول آيه مذكور در موردندامت فراريان مسلمان در جنگ احد نازل شده است); 5- مشورت با مردم از خصلت‏هاى نيك و پيوند دهنده است كه موجب‏انسجام مى‏گردد.

*****ادامه متن را مطالعه نمایید*****


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 18:50  توسط غلام حسین زارع   | 

شخصيت پيامبر(صلي الله واله)

شخصيت پيامبر(صلي الله واله)

رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم) ده سال در كوه حرا برپا مى‌ايستد و قيام به اطاعت مى‌كند تا آن كه قدمهاى مباركش ورم مى‌كند و خداى تعالى بر او آيه فرو مى‌فرستد: «طه، ما اَنزَلنا عَلَيكَ القُرآنَ لِتَشقى» اى طاهر هادى، ما قرآن بر تو فرو نفرستاديم كه به مشقت بيفتى، تو پاكيزه و هادى هستى، اگر مردم اطاعت تو نكنند، از نقص و شقاوت آنها است نه نقصان سلوك يا هدايت تو، مع ذلك، عجز و قصور خود را اعلان مى‌فرمايد.

پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله وسلم) در عين حالى كه يك موجود الهى بود، به او نسبت مى‌دهند كه فرمود: لَيُغانُ عَلى قَلبى وَ إنّى لاستَغفِرُ اللهَ فى كُلِّ يَومٍ سَبعينَ مَرَّةٍ» همين معاشرت كردن با اشخاصى كه ناباب بودند، موجب كدورت مى‌شود. يك كسى كه دايم الحضور بايد باشد پيش محبوبش، اگر يك نفر كه خيلى آدم صحيح و خوبى است، پيش او برود و مثلاً بخواهد مسأله بپرسد، لكن اين باز مى‌دارد او را به همين مقدار، از آن مرتبه‌اى كه مى‌خواهد باشد. 1

خيرخواهى

در شدت شفقت و رأفت آن بزرگوار بر همه عائله بشرى بس است آيه شريفه اول سوره شعراء كه مى‌فرمايد: « لعلك باخع نفسك الاّ يكونوا مؤمنين » و در اوايل سوره كهف كه فرمايد « فلعلك باخع نفسك على آثارهم ان لم يؤمنوا بهذالحديث اسفا 2» سبحان الله تأسف به حال كفار و جاحَدين حق و علاقه‌مندى به سعادت بندگان خدا كار را چقدر به رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم)، تنگ نموده كه خداى تعالى او را تسليت دهد و دل لطيف او را نگهداى كند كه مبادا از شدت هم و حزن به حال اين جاهلان بدبخت دل آن بزرگوار پاره شود و قالب تهى كند. 3

تواضع

رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم)، كه علمش از وحى الهى مأخوذ بود و روحش به قدرى بزرگ بود كه يك تنه غلبه بر روحيات ميليونها ميليون بشر كرد، تمام عادات جاهليت و اديان باطله را زير پا گذاشت و نسخ جميع كتب كرد و ختم دايره نبوت به وجود شريفش شد، سلطان دنيا و آخرت و متصرف در تمام عوالم بود ـ باذن الله ـ تواضعش با بندگان خدا از همه كس بيشتر بود كراهت داشت كه اصحاب براى احترام او به پا خيزند. وقتى وارد مجلس مى‌شد پايين مى‌نشست. روى زمين طعام ميل مى‌فرمود و روى زمين مى‌نشست و مى‌فرمود « من بنده‌اى هستم، مى‌خورم مثل خوردن بنده و مى‌نشينم مثل نشستن بنده »

در سيره آن سرور است كه « با اهل خانه خود شركت در كارِ خانه مى‌فرمود، و به دست مبارك گوسفندان را مى‌دوشيد، و جامه و كفش خود را مى‌دوخت؛ و با خادم خود آسيا ] ب [ مى‌كرد و خمير مى‌نمود؛ و بضاعت خود را به دست مبارك مى‌برد؛ و مجالست با فقرا و مساكين مى‌كرد و هم غذا مى‌شد. اينها و بالاتر از اينها سيره آن سرور است و تواضع آن بزرگوار است. در صورتى كه علاوه بر مقامات معنوى، رياست و سلطنت ظاهرى آن بزرگوار نيز به كمال بود.

صورت ظاهر نبى اكرم (صلى الله عليه و آله وسلم) و ساير مردم فرقى نداشت، و لهذا بعضى از اعراب غريب كه به حضور مباركش مى رسيدند و آن حضرت با جمعى نشسته بودند، مى پرسيدند: كدام يك پيغمبر هستيد آنچه پيغمبر (صلى الله عليه و آله وسلم) را از غير ممتاز مى كند، روح بزرگ قوى لطيف آن سرور است، نه جسم مبارك و بدن شريفش.

وضع زندگى پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله وسلم) بسيار ساده بود. از مقام و منصب خود به نفع زندگى مادى استفاده نكردند تا چيزى از خود به جاى گذارند. و آنچه را كه باقى گذاشتند علم است كه اشرف امور مى‌باشد. خصوصاً علمى كه از ناحيه حق تعالى باشد.

در وقتى كه رسول الله آن وقت ] در رأس [ حكومت بود، آن وقت در مدينه بودند، در مدينه تشكيل حكومت بود بساط، لكن وضعش اين طورى بود. از آن طرف، در مقابل هيچ قدرتى خاضع نبود، براى اينكه او خدا را مى‌ديد. كسى كه توجه دارد به اينكه قدرت هر چه هست مال خداى تبارك و تعالى است و ديگران هيچ نيستند، اين ديگر نمى‌تواند خاضع بشود در مقابل يك قدرتمندى. 4

عظمت وجود نبىّ مكرّم 5

درباره ‌ ى وجود مقدس نبّى اكرم، اوّلا بايد بگوييم كه معرفتِ آن بزرگوار النّورانيه براى امثال ما ميسّر نيست. حقيقت آن وجود معظّم و مكرّم و آن برترين موجود بشرى در همه ‌ ى تاريخ و عزيزترين موجود در عرصه ‌ ى وجود، از ابعاد مادّى فراتر است. از آنچه انسانها با عقل و تجربه و حواسّ خود، از نبوغها و خردمنديها و دانشمنديها و تجربه ‌ ها مى ‌ يابند و شخصيّتى را به مقام بالا و مكان رفيعى مى ‌ نشانند؛ يكى را فروتر از او، و باز يكى را فروتر از او، اين وجود عزيز، از اين سلسله مراتب بالاتر است .

اگر هيچ روايتى، هيچ آيه ‌ يى، هيچ اثر شرعى ‌ يى هم وجود نمى ‌ داشت، انسان مى ‌ توانست به دلايل و اَمارات بفهمد. اين معنا، معناى خيلى رفيعى است. كسانى كه اهل اين معانى هستند، مى ‌ توانند سنجى از آن نورانيت را درك كنند. ما با همين حواس ظاهرى و با محدوديّت خودمان، آن وجود عزيز و عظيم را مى ‌ بينيم و مى ‌ شناسيم و حس مى ‌ كنيم .

در همين ابعادى كه همه ‌ ى انسانها مى ‌ توانند بفهمند، اين وجود عظيم الشّ أ ن، با هيچيك از بزرگانِ بشر قابل مقايسه نيست. مثلا ً ملاحظه بفرماييد، وجود مقدس على بن ابى طالب (عليه الصلاة والسّلام)، چشم بسيارى از فرزانگان عالَم را در گذشته و حال، به خود جلب كرده است و او را شخصيتى بزرگ و موجودى شبه افسانه ‌ ها دانسته ‌ اند و توصيف كرده ‌ اند. اما همين شخصيت، با اين ابعاد عظمت، در مقابل وجود مقدس نبى اكرم، يك شاگرد و يك فرزند كوچك و كسى است كه در مقابل آن عظمت، براى خود ش أ نى نمى ‌ شناسد. اين طور ملاحظه كنيد كه در مجموعه ‌ ى وجود با عظمت نبى اكرم، شخصيت اميرالمؤمنين در آن اقيانوس بى ‌ كران گم است. از اين جا مى ‌ شود ابعاد آن عظمت را حدس زد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 18:41  توسط غلام حسین زارع   | 

سيره پيامبر اكرم در بيت المال

سيره پيامبر اكرم در بيت المال

O معناى بيت المال

كلمه بيت المال مركب از دو واژه ((بيت)) و ((مال)), به معناى خانه دارايى و خزينه مال است. و در اصطلاح به دو معنا مىآيد: گاهى به معناى اموال عمومى و حكومتى و هر آنچه كه مردم به نحوى در آن حق دارند, استعمال مى شود و گاهى به معناى مكانى كه اموال عمومى در آن نگهدارى مى شود. معناى اول قائم به اموال است و معناى دوم قائم به مكان است.

با نگاهى در منابع روايى و تاريخى به دست مىآيد كه لفظ بيت المال و استعمال آن در زمان پيامبر اكرم(ص) وجود نداشته است. بلكه اين اصطلاح در چند دهه بعد از وفات آن حضرت, خصوصا در زمان حكومت على(ع) رواج يافته است. بنابراين اگر اين اصطلاح در زمان حاضر در مورد اموال عمومى در زمان پيامبر اكرم(ص) به كار برده مى شود, از باب حكايت از معناى آن خصوصا معناى اول آن است, نه اين كه اين لفظ در گفتار پيامبر(ص) و صحابه در زمان حكومت آن حضرت استعمال شده باشد(1)

O سيره پيامبر(ص) در اداره بيت المال

گرچه دوران حكومت پيامبر(ص) و به تبع آن, اداره امور بيت المال از ناحيه آن حضرت, محدود به ده سال بود و از طرفى منابع تإمين كننده بيت المال و مصارف آن محدود به مدينه و اطراف آن بوده است, ولى با اين حال شيوه آن حضرت در گردآورى, حفظ و نگهدارى, تقسيم و مصرف آن در موارد خاص خود داراى جايگاه خاصى است. چه اين كه سيره علمى و عملى آن حضرت نشان از حضور قطعى قدرت سياسى و مديريتى وى در اداره امور مالى مسلمانان مى باشد. و اين مى تواند سرمشق مناسبى براى تمام مديران بيت المال باشد. همان طور كه حضرت على(ع) خود را ملزم به تبعيت از آن حضرت در مديريت بيت المال مى داند و سيره آن حضرت را سرمشق رفتارهاى خود قرار مى دهد; چنانچه مى فرمايد:

(( و انى حاملكم على منهج نبيكم(ص) و منفذ فيكم ما امرت به ان استقمتم لى و بالله المستعان الا ان موضعى من رسول الله(ص) بعد وفاته كموضعى منه ايام حياته فامضوا لما تومرون و قفوا عند ما تنهون عنه(2);من شما را به راه و روش پيامبر (ص) خواهم برد و به آنچه فرمان داده شده ام درباره ى شما عمل خواهم كرد. اگر به آنچه مى خواهم[ تن سپرديد و] مستقيم شديد و[ البته] از خدا بايد يارى جست. بدانيد كه موضع من نسبت به رسول الله(ص) پس از رحلت او همچون موضع من در دوران زندگى اوست. پس نسبت به آنچه امر مى شويد, ملتزم و نسبت به آنچه نهى مى شويد, متوقف شويد.))

*****ادامه متن را مطالعه نمایید*****


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 18:39  توسط غلام حسین زارع   | 

ضريح گمشده

 

ضريح گمشده

عشق من پائيز آمد مثل پار
 باز هم، ما باز مانديم از بهار
 
 احتراق لاله را ديديم ما
 گل دميد و خون نجوشيديم ما
 
 بايد از فقدان گل خونجوش بود
 در فراق ياس، مشكي پوش بود
 
 ياس بوي مهرباني مي‌دهد
 عطر دوران جواني مي‌دهد
 
 ياس‌ها يادآور پروانه‌اند
 ياس‌ها پيغمبران خانه‌اند
 
 ياس ما را رو به پاكي مي‌برد
 رو به عشقي اشتراكي مي‌برد
 
 ياس در هر جا نويد آشتي ست
 ياس دامان سپيد آشتي ست
 
 در شبان ما كه شد خورشيد؟ ياس!
 بر لبان ما كه مي‌خنديد؟ ياس!
 
 ياس يك شب را گل ايوان ماست
 ياس تنها يك سحر مهمان ماست
 
 بعد روي صبح پرپر مي‌شود
 راهي شب‌هاي ديگر مي‌شود
 
 ياس مثل عطر پاك نيت است
 ياس استنشاق معصوميت است
 
 ياس را آيينه‌ها رو كرده‌اند
 ياس را پيغمبران بو كرده‌اند
 
 ياس بوي حوض كوثر مي‌دهد
 عطر اخلاق پيمبر مي‌دهد
 
 حضرت زهرا دلش از ياس بود
 دانه‌هاي اشكش از الماس بود
 
 داغ عطر ياس زهرا زير ماه
مي‌چكانيد اشك حيدر را به چاه
 
 عشق محزون علي ياس است و بس
چشم او يك چشمه الماس است و بس
 
 اشك مي‌ريزد علي مانند رود
بر تن زهرا " گل ياس كبود "
 
 گريه آري گريه چون ابر چمن
بر كبود ياس و سرخ نسترن
 
 گريه كن حيدر! كه مقصد مشكل است
اين جدايي از محمد مشكل است
 
 گريه كن زيرا كه دخت آفتاب
بي خبر بايد بخوابد در تراب
 
اين دل ياس است و روي ياسمين
اين امانت را امين باش اي زمين
 
 گريه كن زيرا كه كوثر خشك شد
 زمزم از اين ابر ابتر خشك شد
 
 نيمه شب دزدانه بايد در مغاك
 ريخت بر روي گل خورشيد، خاك
 
 ياس خوشبوي محمد داغ ديد
 صد فدك زخم از گل اين باغ ديد
 
 مدفن اين ناله غير از چاه نيست
 جز تو كس از قبر او آگاه نيست
 
 گريه بر فرق عدالت كن كه فاق
 مي‌شود از زهر شمشير نفاق 
 
گريه بر طشت حسن كن تا سحر
 كه پر است از لخته ي خون جگر 
  
 گريه كن چون ابر باراني به چاه
 بر حسين تشنه لب در قتلگاه 
  
 خاندانت را به غارت مي‌برند 
 دخترانت را اسارت مي‌برند 
   
گريه بر بي‌دستي احساس كن!
 گريه بر طفلان بي عباس كن! 
  
 باز كن حيدر! تو شط اشك را
تا نگيرد با خجالت مشك را 
  
 گريه كن بر آن يتيماني كه شام 
 با تو مي‌خوردند در اشك مدام 
 
گريه كن چون گريه ي ابر بهار
گريه كن بر روي گل‌هاي مزار 
 
مثل نوزاداني كه مادر مرده‌اند
مثل طفلاني كه آتش خورده‌اند 
  
 گريه كن در زير تابوت روان
 گريه كن بر نسترن‌هاي جوان 
  
 گريه كن زيرا كه گل‌ها ديده‌اند
 ياس‌هاي مهربان كوچيده‌اند 
  
 گريه كن زيرا كه شبنم فاني است 
 هر گلي در معرض ويراني است 
  
 ما سر خود را اسيري مي‌بريم 
 ما جواني را به پيري مي‌بريم 
  
 زير گورستاني از برگ رزان
 من بهاري مرده دارم اي خزان 
  
 زخم آن گل بر تن من چاك شد
 آن بهار مرده در من خاك شد 
  
 اي بهار گريه بار نا اميد 
 اي گل مأيوس من! ياس سپيد
 
 
"احمد عزيزي"
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 14:12  توسط غلام حسین زارع   | 

مطلع جمال خداوندي

 

مطلع جمال خداوندي

شمس  وجود احمد و خود زهرا
 ماه ولايتست ز اطوارش
 
 دخت ظهور غيب احد احمد
 ناموس حق و صندق(1) اسرارش
 
 هم مطلع جمال خداوندي
 هم مشرق طليعه‌ي انوارش
 
 صد چون مسيح زنده ز انفاسش
 روح‌الامين تجلي پندارش
 
 هم از دَمَش مسيح شود پرّان
 هم مريم دسيسه(2) ز گفتارش
 
 هم ماه بارد از لب خندانش
 هم مهر ريزد از كف مهيارش
 
 اين گوهر از جناب رسول‌الله
پاكست و داور است خريدارش
 
 كفوي(3) نداشت حضرت صدّيقه
 گر مي‌نبود حيدر كرّارش
 
 جنّات عدن خاك در زهرا
 رضوان ز هشت خلد بود عارش
 
 رضوان(4) به هشت خلد نيارد سر
 صدّيقه گر به حشر بود يارش
 
 باكش ز هفت دوزخ سوزان ني
 زهرا چو هست يار و مددكارش
 
"ناصرخسرو قبادياني"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 14:7  توسط غلام حسین زارع   |